جهان امروز تابع یک سلسله واقعیت ها شده ، انسانها باید برای فردا های تابناک و نسلهای آینده خود طرحها ونقشه های بسیار عالی وارزشمندی را تصویر کنند ، در کشور ما لازم است تا در قدمه اول یک انقلاب ریشه ای هم در روابط اجتماعی و هم در اندیشه ها انجام پذیرد ، تا کاملاً بد گمانی ها از بین برده شود ، آنجاست که نقشه ها و طرحها بصورت درست تطبیق میگردد . ما باید بدانیم که فدرالیزم چی را از ما میگیرد و در عوض چی را بما می دهد ؟ .
در این اواخر گروه عظیمی از پژوهشگران ، تحقیقات فراوانی در باره فدرالی شدن کشور انجام داده اند و بیقین که یکی از را ه های خوشبخت ساختن جامعه ، پیاده شدن سیستم دموکراتیک فدرالی در کشورمی باشد .
در حکو مات فدرالی نا برابر یها در مقابل برابریها زانو خم می کند ، اعتماد ملی ، عدالت اجتماعی و حقوق شهر وندی تأمین میگردد . مردم حاکم سرنوشت خود می شوند ، اشخاصیکه از طرف مردم انتخاب می شود ، یک حرکت سازندگی و قدرت اجتماعی را ایجاد و احساس مسوولیت بیشتری می کنند ، هر قوم احساس آزادی فردی در خانه خود ، در بین قوم خود کرده ، احساس ذلت واحسا س اقلیت رخت می بندد ، بانشاط و غرور، احساس کرامت انسانی می نمایند ، رقابت های سالم بین ایالات در نو ساز ی آغاز می یابد ، اندیشه های تاریک و عقیده های برتری قومی ، تصفیه قومی ، حاکمیت مطلق ، تطبیق نمیگردد .
در حالیکه در تمام کشور های دنیا سخن از تحولات شنیده می شود ، پس ما چرا از تحول و تکامل گریزان باشیم .
برخی آئینه را بر عکس گرفته صورت شانرا نمی بینند ، فکر می کنند گناه از آئینه است و تصور شان براین است که ، اگر سیستم فدرالی در کشور پیاده شد ، ولایاتی که از ناحیۀ فرهنگی ، اقتصادی عقب مانده و گرایش های فکری ، مذهبی و سیاسی متفاوتی از بیگانگان در سر دارند ، بطرف فقر میرود ، اگر عدم تعاون بوجود آید ، کار بکجا خواهد کشید و قدرت باز هم بدست جنگ سالاران یا مافیا می افتد . روی این نظریه و هراس ، نظام فدرالی را رد و تجزیه ء کشور را عنوان می کنند ، که این یکی دیگر از اشتباهات غلط ماست .
در کشوریکه فدرالیزم بر بنیاد علمی ومنطقی استوار گردد ، سه ارگان با اهمیت ، ارتش ، خارجه و اقتصاد در انحصار دولت مرکزی قرار داشته باشد و از طرف شورای متشکل از نمایندگان با صلاحیت ایالات در حکومت مرکزی رهبری شود ، هیچگاهی نه فقر نه تجزیه نه جدایی بار می آورد ، بلکه نزدیک شدنها ، صمیمیت ها و رفاه عامه را نوید بخش می بخشد .
به نظر فدوی ، اگر نماینده گان ایا لات خود مختار ، در سر نوشت کل کشور ، شرکت مساویانه ، بدون در نظر داشت مسایل اقلیتی و اکثریتی ، قومی ، نژادی ولسانی داشته باشند ، ومرجع عالی تصمیم گیری کل کشور ، ناشی از اختلافات ایالات در سطح مشارکت را دادستان کل (ستره محکمه ) داشته باشد ، به یقین که بهترین راه حل برای پایان دادن به مشکلات کنونی کشور، همانا نظام فدرالی بوده میتواند وبس ، مشروط براینکه شخصیت حقوقی کشور فدرال در مسایل بین المللی باید دولت مرکزی شناخته شود .
مشارکت و رقابت های سالم ، مشروعیت حکومت مرکزی را بالا برده و توده های ملیونی مردم زحمتکش از تحت سلطهء یک نظام فاسد ، یا یک گروه خاص نجات می یابند ، و زمینه نظارت مستقیم تمام اقوام در انتخابات نیز فراهم میگردد . بااحترام
کریمی استالفی
در این اواخر گروه عظیمی از پژوهشگران ، تحقیقات فراوانی در باره فدرالی شدن کشور انجام داده اند و بیقین که یکی از را ه های خوشبخت ساختن جامعه ، پیاده شدن سیستم دموکراتیک فدرالی در کشورمی باشد .
در حکو مات فدرالی نا برابر یها در مقابل برابریها زانو خم می کند ، اعتماد ملی ، عدالت اجتماعی و حقوق شهر وندی تأمین میگردد . مردم حاکم سرنوشت خود می شوند ، اشخاصیکه از طرف مردم انتخاب می شود ، یک حرکت سازندگی و قدرت اجتماعی را ایجاد و احساس مسوولیت بیشتری می کنند ، هر قوم احساس آزادی فردی در خانه خود ، در بین قوم خود کرده ، احساس ذلت واحسا س اقلیت رخت می بندد ، بانشاط و غرور، احساس کرامت انسانی می نمایند ، رقابت های سالم بین ایالات در نو ساز ی آغاز می یابد ، اندیشه های تاریک و عقیده های برتری قومی ، تصفیه قومی ، حاکمیت مطلق ، تطبیق نمیگردد .
در حالیکه در تمام کشور های دنیا سخن از تحولات شنیده می شود ، پس ما چرا از تحول و تکامل گریزان باشیم .
برخی آئینه را بر عکس گرفته صورت شانرا نمی بینند ، فکر می کنند گناه از آئینه است و تصور شان براین است که ، اگر سیستم فدرالی در کشور پیاده شد ، ولایاتی که از ناحیۀ فرهنگی ، اقتصادی عقب مانده و گرایش های فکری ، مذهبی و سیاسی متفاوتی از بیگانگان در سر دارند ، بطرف فقر میرود ، اگر عدم تعاون بوجود آید ، کار بکجا خواهد کشید و قدرت باز هم بدست جنگ سالاران یا مافیا می افتد . روی این نظریه و هراس ، نظام فدرالی را رد و تجزیه ء کشور را عنوان می کنند ، که این یکی دیگر از اشتباهات غلط ماست .
در کشوریکه فدرالیزم بر بنیاد علمی ومنطقی استوار گردد ، سه ارگان با اهمیت ، ارتش ، خارجه و اقتصاد در انحصار دولت مرکزی قرار داشته باشد و از طرف شورای متشکل از نمایندگان با صلاحیت ایالات در حکومت مرکزی رهبری شود ، هیچگاهی نه فقر نه تجزیه نه جدایی بار می آورد ، بلکه نزدیک شدنها ، صمیمیت ها و رفاه عامه را نوید بخش می بخشد .
به نظر فدوی ، اگر نماینده گان ایا لات خود مختار ، در سر نوشت کل کشور ، شرکت مساویانه ، بدون در نظر داشت مسایل اقلیتی و اکثریتی ، قومی ، نژادی ولسانی داشته باشند ، ومرجع عالی تصمیم گیری کل کشور ، ناشی از اختلافات ایالات در سطح مشارکت را دادستان کل (ستره محکمه ) داشته باشد ، به یقین که بهترین راه حل برای پایان دادن به مشکلات کنونی کشور، همانا نظام فدرالی بوده میتواند وبس ، مشروط براینکه شخصیت حقوقی کشور فدرال در مسایل بین المللی باید دولت مرکزی شناخته شود .
مشارکت و رقابت های سالم ، مشروعیت حکومت مرکزی را بالا برده و توده های ملیونی مردم زحمتکش از تحت سلطهء یک نظام فاسد ، یا یک گروه خاص نجات می یابند ، و زمینه نظارت مستقیم تمام اقوام در انتخابات نیز فراهم میگردد . بااحترام
کریمی استالفی
+ نوشته شده توسط لطیف کریمی استالفی در 2019/1/26 و ساعت
۹:۵۶ ب.ظ |
