نهاد های فرهنگی ، ابزار پیوند های اجتماعی و اساس گذار تداوم رشد معنوی نسل های جوان هستند ، که سیر متحول شدن شان را مساعد می سازند .

مسرت دارم که ، در رشد فرهنگ و ادبیات برون مرزی مان ، سازمان ها و انجمن های زیادی فعالیت چشمگیری داشته اند ، که از آن جمله می توان از « اتحادیه فرهنگی گلخوشه های افغان دنمارک » نام برد .

اتحادیه گلخوشه ها ، که به همت فرهنگی فرهیخته کشور ، جناب میلاد جان شریف ، پایه و اساس گذاری شده ، در کنار شان بانوی مستعد و پر تلاشی چون فوزیه جان میترا و جوانی ارجمند ، آقای حشمت خلیل حقیقی قرار دارند .

از آنجایی که ، چه دست آوردی در چار دهه جنگ ، از فرهنگ و ادبیات ، در غربت آباد داریم و چگونه نیازمند است تا از مرز های سیم خار دار عبور داده شود و به سوی یک جامعۀ فارغ از هر گونه تعصب و نابرابری ره یابد ، اتحادیه گلخوشه ها مصمم شد ، تا « برنامۀ رقابتی سرایشگران جوان » را ، راه اندازی و برای جوانانی که ، واژه گان را از میان دود و آتش و خون ، جنگ و جهالت و جنون ، عبور دادند و به چکامه ی وزین آراستند ، بعد از نظر داوران ، با اهدای تحایفی ، مشوق راه شان گردد ، من این کار شان را که در بردارندۀ تشویق نو جوانان و رشد استعداد های شان است ، نتنها قابل تقدیر می دانم ، بلکه از آن حمایت می کنم .

بدینوسیله از کلیه اعضای ارجمند « گلخوشه ها » که مرا در زمرۀ داوران نیز با گلدستۀ « اوارد فرهنگی و تقدیر نامه ی » افتخار بخشیدند ، اظهار امتنان و سپاسگزاری می نمایم و موفقیت های روز افزونی برای شان استدعا می نمایم .

ل . کریمی استالفی

+ نوشته شده توسط لطیف کریمی استالفی در 2021/1/30 و ساعت ۳:۲۰ ب.ظ |

چشمان زیبای ماده آهویی پُر از پستان های شیر ، هنوز بسته نشده و مرگ خود را زیر فشار دندان های تیز پلنگ ، تماشاه می کند و در یک عالم بی پناهی ، از خرخره اش فریاد التماس می برآید ؛ درین هنگامه ، بچه های پلنگ ، هجوم می آورند و از هر قسمت تن دردمند آهو ، پارچۀ گوشتی بر می دارند و به گوشه ی شادمانه می لمند و چوچه های آهو نیز در گوشۀ دیگر ، مرگ مادر شان را به تماشاه نشسته اند .

شکم پلنگان سیر می شود و ماده پلنگ رو به آسمان کرده ، شکرانۀ « روزی » امروز فرزندانش را به جا آورد .

سوال این جاست ! آنکه شکمش سیر شد ؛ شکرانۀ به جا آورد ، آنکه زیر پنجه های پلنگ ، به سختی جان داد ، چه بگوید ؟ .

طالب ها ، پاسداران ننگ و ناموس وطن را ، با نعرۀ تکبیر « الله اکبر » سر بُریدند و به فکر اینکه حکم خدا را به جا آورده اند ، الحمدالله گفتند .

مُفتی ها ، به فرزندان کوچک سرباز و مادر عجوزه اش صبر جزیل آرزو کردند و اطمینان دادند که قاتل به جهنم خواهد سوخت .

باز هم سوالی که در ذهن خطور می کند : سوختن قاتل در دوزخ ، به مادر کمر شکسته و فرزندان پا برهنه و گرسنۀ سرباز ، چه فایده و امیتازی در بر خواهد داشت ؟؟؟؟ .

مفاد تقاص نسیه را چگونه ارزیابی کنیم .

کریمی استالفی

توضیحات عکس در دسترس نیست.

پسند

نظر

+ نوشته شده توسط لطیف کریمی استالفی در 2021/1/29 و ساعت ۶:۰ ب.ظ |